332 👁 بازدید

فن فیکشن Wizard and Orphan

فایل کامل آپ شد

فن فیکشنجادوگر و یتیم| FanFictionWizard and Orphan

نویسنده : Red Angel

کاپل: چانبک، کریسهو

ژانر: فانتزی، رمنس، انگست

 

سلام مهربونام

این فیک هم بالاخره تموم شد

از کسایی که در حال آپ همراهیم کردن ممنونم امیدوارم

از خوندنش لذت ببرین

 

لینک دانلود فایل کامل

 

Dislike


About Redangel

Avatarفرشته ی سرخی که ایستاده بر لبه ی پرتگاه،

برای عروج یا سقوطش قمار می کند!

___________________________________________

یه روزی جادوگر و یتیم رو نوشتم،

یه روزیم من بدون تو !

کی از روزِ بعدش خبر داره؟ 🙂



202
نظر بگذارید

avatar
98 نظرات
104 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
43 نظرات نویسندگان
Redangelmoon-grilستارهyoyo..... نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات محبوب ترین نظرات
آگاهی از :
moon-gril
مهمان

عالی نوشتی دوست جوووووونی👍👍بکهیونش خیلی کیوت و دوست داشتنی بود😍😍فیکت عالییییییی بود😁😁😁

yoyo
مهمان
yoyo

سلام^^
من تازه میخوام این فیکو شروع کنم ولی لینکش بالا نمیاد میشه لطفا برسی کنید

.....
مهمان
.....

خیلی خوب بود
دوسش داشتم

gxfhhcf
مهمان
gxfhhcf

چجوری دانلود کنممم؟؟

Alma
مهمان
Alma

دستت درد نکنه؛ خیلى خوب بود، خسته نباشید

volga
مهمان
volga

عالی بود ممنون

Atanaz
مهمان
Atanaz

من تازه تمومش کردم و خیلی خیلی دوسش داشتم💋
و اینکه من چانبک شیپ نمی کردم ولی این رمان فوق العاده و قلم قشنگت چانبک شیپر کردم😙😙😙

مهتا
مهمان

سلام … خوبی….راستش من خیلی وقته فیکتو خوندم نت نداشتم نظر بدم خیلی فیکه قویییییی بود از همه نظر…ایده ی اولیت خیلی جالب بود و خیلی خوب تونستی فیک رو جمعش کنی….تیکه های رمنسش هم فوق العاده نوشتی …. اصلاااا خیلییییی خوب بود ای لاو یو داری ولی فقط یه چیزی کاش مشخص میکردی آخر سر کریسهو چی اومد و سوهو انتقام کریس رو گرفت یا نگرفت….یه چیز دیگه ای هم که من موقع خوندنش یکم اذیت میشدم این بود که چرا شخصیت های داستان(مخصوصا چانبک ) تو گفت و گو هایشون مثل بچه ها صحبت میکردن؟؟ احساس میکنم شخصیت… ادامه »

ستاره
مهمان
ستاره

محشر بود یا چی لعنتی!
عالی بود *-*

♡Amy ♡
مهمان
♡Amy ♡

عالیییییییییییی ……خسته نباشیییی هنرمند اعظم میدونی که بی اندازه از تموم شدن همیچین فیک پرماجرا و جذابی ناراحتم. ولی ی دنیا ممنووووون که ی همچی چیزی نوشتی واسمون و گذاشتی از استعداد بی نظیرت بهره ببریم… دو سکانس بود که مث ابر بهار با کارکترا گریه کردم اولی وقتی چانیول می خواست خودشو پرت کنه از کوه و از دوری بک ضجه میزد دومی هم زمان پرت شدن ییفان و گریه های سوهو خیلی دردناک بود راستش فکر کردم این پایان حقشون نبود …دلسوزی های ییفان او وسط این حسو بهم میداد که قراره آخرش به ی آرامشی برسه ولی… ادامه »