482 👁 بازدید

فن فیکشن White Hearts

قسمت یازدهم آپ شد

☘🌸 فن فیکشن: قلب های سفید | White Hearts 🌸☘

💚کاپل: چانبک، کایسو ✨

💚ژانر: رمنس 🔸 درام 🔸 کمدى 🔸 فلاف 🔸 پزشکى ✨

💚مجدودیت سنی: 18+ 🔞

💚برنامه اپ: شنبه، یکشنبهو سه شنبه ها ✨

💚نویسنده: Pati ✨

💚خلاصه: “داستان از اونجایی شروع شد که من احمق فکر کردم میتونم تغییرش بدم..فکر کردم شاید اگه تلاش کنم میتونم کاری کنم منو ببینه…کی فکرشو میکرد قراره یکی مثل من جوری تغییر کنه که حتی خودشم دیگه خودشو نشناسه…
احساس میکنم یکم زیادی سرنوشت بازیمون داد…!”
(بکهیون)
بیون بکهیون، یه پسر ریزه میزه خونگرم که داره تو رشته پزشکی برای امتحان مهم پیش روى دانشگاه آماده میشه.
تصمیم میگیره برای جدی تر درس خوندن بیاد به اون پانسیون کوفتى و پارک چانیول میشه هم یونیتیش…
شاید به خاطر خوی اجتماعی کوفتی ترش باهاش صمیمی شد که تو این راه یکم زد به جاده خاکی…(باشه… یکم بیشتر از یکم-_-)….

قسمت اول تا دهم

 

قسمت یازدهم

 

Dislike


About Pati

Avatarاینجانب پاتی متولد 23 می 2000(3 خرداد) ^_^
اول از همه از اینکه نوشته های منو برای خوندن انتخاب کردین کلی ممنونم...
از جریانات فن گرلیم و فایرلایتیم هم همین بس که به قول رول مدل عزیزم بانی: chanbaek is my religion ,life& dreams.
راجع به نوشته هام باید بگم یک احساساتی تو من هست که اگه نریزمشون بیرون یه بلایی سرم میاد اخرش و نوشته هام دقیقا همین احساسات فورانیم اند.
بچه ها من یک پاترون دارم در واقع معجزه زندگیمه کلی از بابت همه چیز ازش ممنونم... احتمالا اگه اون نبود هیچ وقت شجاعت خیلی چیز ها رو پیدا نمی کرد و تا اینجا نمی اومدم.مرسی انایی( خب توی سایت نویسنده نیست ولی اکانت واتپدش : Park0Byun0Anna@ حتما بهش سر بزنید کلی فیکشن جذاب کامل شده داره که عاشقشون میشید)
و در اخر تمام روده درازی هام بازم مرسی که نوشته های نچندان خوبم رو میخونین... دوستون دارم کلی...
اکانت واتپد خودم هم با سر زدن بهش قدم رو تخم چشمم میزارید: Pati_taran@ فالومم کنید هم که دیگه نگم براتون که چقد عشقم میشین*_* (خب خودمم میدونم خیلی لوسم!)



221
نظر بگذارید

avatar
96 نظرات
125 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
31 نظرات نویسندگان
PatiHanaxSBAHasti نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات محبوب ترین نظرات
آگاهی از :
Hana
مهمان
Hana

ولی واقعا تو پارت ۱۰ خیلی خوب این منظورو که باید قدر اطرافیانمون رو بدونیم و خیلی زودتر تکلیف خودمونو با احساساتمون روشن کنیم وگرنه تو بدترین شرایط متوجهش میشیمو دیگه کاری نمیتونم بکنیم
خب سخنان حکیمانه زدم گشنم شد …
( وی پس از خواندن پارت ده دار فانی را وداع میگوید و خود را از پنجره به پایین پرتاب میکند)

Hana
مهمان
Hana

پااااااااااااااااااتتتتتییییییی این چیییی بوووووووووود هاااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه ساعته دارم عررر میززنمممم پاتی چرا بک؟چراا؟واااای الان باید بگم خیلی قسمت ۱۰ رو عالی نوشتی طوریکه میخوام گریه کنم یا باید بگم چرا تو این قسمتو تو این وضعیت بک باید اینطوری شه که گریه کنم ها؟ پاتییی… الان بک فهمیده عشقش چانه زنده میمونه دیگه؟ اره؟ پاتی خدایی چطور این ایده به ذهنت رسید الان برا کل دوستان شفیقم از خفنرت دارم میگم واقعا عالی بود ولی باز میخوام گریه کنم

Hana
مهمان
Hana

اشتباهی نوشتم خفنرت منظورم خفن بودنت بود : )

SBA
مهمان
SBA

سلام دوباره😭(وی در حال مرگ است)
بکیییییییییییییییییییی😭😭😭
بهم بگو که قرار نیس اتفاقی براش بیوفته😭😭😭
اهم اهم خوب حالا
پارت ده برام خیلی مهم بود
و خوب اینم بالا پایینای داستانه دیگه
عالی بود
ببین بد عادتم کردیییییییی
میام جواب کامنتامو می بینم یه ربع عر می زنم
خفنننننننای کراشششششش
خدایا حس میکنم دلم سه شنبه می خواد
منتظرم هانی

Hasti
مهمان
Hasti

نهههه چراا بککککک ؟؟؟؟😭😭😭😭 آخه چرا بک باید چنین مریضی ای بگیره؟😭😭💔 بیچاره اومد ثواب کنه کباب شد

Aida
مهمان
Aida

میخوام بهت برای به وجود آوردن یه موقعیت جذاب و نفسگیر احساسی برای پی بردن به احساسات پنهان تبریک بگم…نکته بعد اینه که من انتقادپذیر بودنت رو خیلی دوست دارم…و درنهایت یه پیشنهاد کوچیک دیگه که میتونی بهش فکر کنی…همونطور که قبلا توی اولین کامنتم گفتم اینکه قلمت سادست رو خیلی دوست دارم…فکر میکنم یه قلم ساده اگه با ‘تشبیهات ساده اما متفاوت و خلاقانه’ توی بخشای مختلف داستان همراه باشه میتونه مخاطب رو بیشتر تحت تاثیر قرار بده…البته نمیگم که تا حالا اصلا از تشبیه استفاده نکردی…اتفاقا تشبیهاتت رو خیلی دوست داشتم…فقط به نظرم میشه ازشون توی بخشای جدی… ادامه »

Parastoo
مهمان
Parastoo

هی خداااا:’-(:’-(:’-(اشکم داره در میاد:’-( چرا آخهههه؟؟خدابگم سهونو چی کار نکنه’~’خداروشکر فهمیدن عاشق همن ولی اصلا انتظار نداشتم این اتفاق برای بک بیفته شایدم نیفتاده و فقط باید منتظر جواب آزمایش باشیم …هوممم؟؟؟هی من میگم قلمت خوبه هی تو خانومی میکنی میگی اغراقههه؟؟؟بابا….این قسمت خدااا بود*_*البته آغشته به کمی اشک:’-(امشب از غم بک خوابم نمیبره .باید بیشتر قدر اطرافیانم رو بدونم مرسی :-):-)

SBA
مهمان
SBA

سلام پاتی مهربون
خودت خوبی؟
چه خبر از چانبک قشنگمون؟
راستی من امتحانم خیلی وقته تموم شده
من متولد نوامبر 2004 ام دو روز قبل از روز تولد چانی
راستی این قسمت هم عالی بود
ای من چی بگم به این کای…بکی کوچولومونو اذیت نکننننن
چان هم که با اون خنده های هپی ویروسی…
دیگه چی بگم لاوی دیگه
تا قسمت بعد…
حسابی منتظرممممم

x
مهمان
x

قسمت 8 چرا دانلود نمیشه؟

Parastoo
مهمان
Parastoo

خدابگم این کایسو رو چی کار نکنه’~’ البته از طرفی هم خوب شد^_^ ولی ترس بکهیون از این که چان رو از دست نده خیلی مشهوده.منتظرم ببینم تو خونه ی چان چی میشه*_**_*دستت درد نکنه خسته هم نباشیییی^_^

SFT
مهمان
SFT

Hiiiiii
ایتسنمسمکسمطکط بک بیچاره😂
دقیقا تیک ای ک اب پاشید روش زمانیه ک دنیا رو دست میزنه ب ادم:///من از این تجربه ها زیاد دارم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
فک کنم ی‌پارتو از دس دادم:(:/قسمت۸ام دان نشد و از ۹خوندم…عیف اینم شانسم
این جمله چان که تعارف نبود …دستور بود…..خیلی عاوووووو بودددد🤩✨