16,021 بازدید

فن فیکشن Healer

شما چیکار میکردین اگه میفهمیدین مردین و تنها راه فرار از تبعید به جهنم برای شما امضای پیمانی هست که الزامتون میکنه مدت محکومیتتون رو هیلر یکی از شکارچی های روح بشین؟ آیا هیلر بودن بهتر از گذروندن محکومیتتونه؟

نام فیک: Healer

نویسنده: xee

ژانر: تخیلی، ام پرگ، غمناک، عاشقانه، خشن

تعداد قسمت فصل اول: 69

زوج ها: سکای، بکیول، شیوهان، سوریس، کایسو

تاریخ شروع: Jun 28, 2015

تاریخ پایان: Oct 15, 2016

اطلاعیه مهم XEE

 

در صورتی که قبلا اصلا فیک رو نخوندید و شناختی ندارید اول این لینک رو چک کنید لطفا

معرفی فن فیکشن هیلر

و اما خواننده های قدیمی

فقط چندتا کلمه میگم

واقعا از تک تکتون که توی این 15 ماه حمایتتون رو ازم دریغ نکردید ممنونم

امیدوارم اونجوری که لایقتون بوده داستان رو ارائه داده باشم تا شرمنده نباشم

نکته: به درخواست خودتون برای فیک فتوبوکی (چندتا عکس ساده برای یادآوری خاطرات هیلر) طراحی شد که من نسخه انلاینش رو براتون میذارم تا اونایی که دوست دارن یه یادگاری از این فیک داشته باشن دانلود کنن

دریافت پی دی اف

دوستان لینک دانلود کاملا سالمه ولی بازم این لینک به صورت معمولی و اینکه اگر با گوشی تشریف اوردید حتما انگشتتون رو روی لینک نگه دارید و open in new tab رو بزنید تا بتونید دانلود کنید

//opizo.me/S9rTYc

دریافت فتوبوک

دریافت اهنگ ها به ترتیب قسمت

52

61

62

66

68

69

یه خواهش خواهرانه ازتون دارم خواهش میکنم لطفا لطفا لطفااااا پی دی اف فیک رو پخش نکنید اگر علاقه داشتید فیک رو توی چنلتون بذارید از نظر من هیچ مشکلی نداره خوشحالم میشم که لایق دونستید فقط لطفا لینک دانلود پی دی اف رو بذارید بجای فایلش + منبع رو بزنید (لینک سایت) تا حداقل با دانلود از لینک اصلی نشون بدید برای زمانی که توی 15 ماه گذاشتم ارزش قائلید

تنها خواهشی هست که از تک تکتون دارم به عنوان یه خواهر کوچیکتر یه دوست یا شاید خواهر بزرگتر این لطف رو بهم بکنید

Dislike

Real SUHO lover
♥AQUATICS♥

☻and a real KaiSoo Shipper ….
☻ohsehunfans fiction =====> ADMIN
ohsehunfanss =======> writer . suber. translator

388 Responses

  1. در رقص راهبنانه ی شکرانه ی کدام
    آتش زدلی کام
    بازوان فواره ئی تان را
    خواهید برفراشت؟
    افسوس!
    موها ،نگاه ها
    به عبث
    عطر لغات شاعر را تاریک می کنند.
    دختران رفت و آمد
    در دشت مه زده!
    دختران شرم
    شب نم
    افتادگی
    رمه!
    «از زخم قلب آبائی- احمد شاملو»

    من واقعا به خاطر این رمان قشنگ و ریبا و خوش قلمش سپاس گذارم نمی دئونم چی بگم هرچند آخرش دیگه ضعف کردم و گاهی چنان لبتاپمو بهم کوبیدم انگار که پایانی که تو مغزم پیچیدم واقعی به نظر میومد و تا موقعی که مرگ سهون قبول کنم نرفتم سراغش و وقتی هم که می رفتم فقط می خواستم بشینم گریه کنم که واقعا هم گریه کردم و یادم نمیاد چجوری اون همه ابراز احساسات کردم وقتی که حتی نمی دونستم چه جوری باید گریه کنم… وقتی غرور کای می شکست انگاری غرور من شکسته و راستش رو بخوای من اصن اهل گریه نیست و تعداد رمانیکه گریه کردم اونم واقعی نه اینکه فقط جهت احترام که اندازه تعداد انگشتان بود!
    واقعا قلبم دیگه نمی تونه تحمل کنه چون خیلی از درسام عقب افتادم مثل زیست و شیمی و خیلی یای دیگه اما من فقط با شرط نوشتن سریع فصل دوم می بخشم smile
    وگرنه احترام من فقط به خاطر فیکت می مونه (البته شوخی توروم اگر چه نشناسم دوست دارم) و اینکه ناگفته نماند حرکات تاشا شبیه سلین تو آندر ورلد می موند *-*
    شعرم بهت هدیه میدم از احمد شاملو بهترین سراینده اشعار که من تو اوج تلخی خوندمش (البته شبانه 2.4 رو ) و خیلی خوشحالم کرد… امید وارم خوشت اومده باشه smile

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *