4,759 بازدید

فن فیکشن ASULA

قسمت17 آپ شد


با یه فیک بسی پر طرفدار و محشر اومدم

نویسنده:Rosllyn

زبان اصلی:ترکی استانبولی

ژانر:اکشن،درام،رمنس،انگست

زوج:کایسو،چانبک

عزیزان قبلا هم گفته بودم این قسمت رمزیه تلگرامی ها به آیدی @aqua_phoenix و ایمیل ها تو قسمت کامنت برام ایمیلشونو بذارن، و در صورتی که تا قسمت 16 کامنت نداده باشین بهتون رمز تعلق نمیگیره!

 

سلاااااام عزیزانم امیدوارم حال همگی خوب باشه.یکی از پرطرفدارترین فیکای ترکی کایسو رو براتون آوردم.خودم که واقعا عاشقشم میتونم بگم هر پارتشو حداقل پنج بار خوندم.یعنی از من گفتن هرکی این فیکو نخونه نصف عمرش برفنا.

بی شک یکی از بهتریناس.

قلم نویسندش بسی سنگین و قابل تأمله و واقعا سر گرفتن اجازه ی ترجمه دو دل بودم چون نگران بودم اگه ترجمه بشه اون زیبایی ادبی و نوشتارشو از دست بده ولی واقعا حیف بود چنین اثر محشری رو نخونین.

 

«.آشنایی.»

 

تو تاریکی روی تختی که دورش با چهار نرده ی بلند احاطه شده بود بیدار شدم.

لحافهای پشمی لابلای پاهام پیچیده بودند و بوی رطوبت میدادند؛اما این اذیتم نمیکرد.

وقتی چشمهام به تاریکی عادت کرد؛با نور ضعیفی که از چراغهای کوچه به داخل اتاق تابیده میشد تونستم اشیای اطرافمو تشخیص بدم.

به کمد قدیمی که درهاش باز گذاشته شده بود و روش با چاقو حرف اول اسم هامون رو حکاکی کرده بود نگاه کردم.و بعدش به اون عروسک وحشتناک…

جونگین در حالی که انگشتشو روی لباش گذاشته بود با اون عروسک ترسناک توی بغلش رو صندلی راحتیش جلو و عقب میرفت و با همون نگاه خوفناک همیشگیش نگاهم میکرد…

موهاش جلوی صورتش ریخته بود ولی حس میکردم نگاهش اجزای بدنمو میشکافه و ازم رد میشه.

لحاف ها رو از دور پاهام آزاد کردم و به طرف لبه ی تخت رفتم.

زمین سرد رو که زیر پاهام حس کردم مدتی به خلأ خیره شدم. به ناکجا آبادی که مغزم هنوز تشخیص نمیداد دقیقا کجاست…

و وقتی سرمو بالا آوردم ،نگاهش همچنان روی من ثابت بود.

-“چرا نمیخوابی؟”

با صدای شکسته ای که حتی گوشهای خودمم با زور قادر به شنیدنش بود پرسیدم و اون سکوت کرد.مثل همیشه ساکت موند .

انگشتشو از روی لباش کشید و پشتش قایم کرد .

از تخت پایین اومدم و روی کف پوش سرد به سمتش قدم برداشتم.سردی زمین تموم استخون های پاهامو به درد میاورد ولی اهمیتی نمیدادم.

جلوش زانو زدم و اونم سریع پاهاشو جمع کرد.سرمو روی زانوهاش گذاشتم،دستشو لابلای موهام فروبرد و منم چشمهامو بستم و پاهاشو بغل کردم.

عروسکو کنار گذاشت و موهامو نوازش کرد .کمی بعد خم شد و روی هر تار موی سیاهم یه بو*سه کاشت.

چشمهامو بستم و اجازه دادم قلبمو نوازش کنه.

***************************

اینم از اجازه نامه:

 

قسمت 1تا 10

قسمت 11

قسمت12

قسمت 13

قسمت14

قسمت15

 

قسمت 16

 

قسمت 17(رمزی)

پ.ن: عزیزان اگر پوستری برای هرکدوم از فیکهای من ساختین خیلی خوشحال میشم ازشون استفاده کنم yes

Print Friendly, PDF & Email

244 Responses

  1. من سه تا قسمت آخرو الآن خوندم و می خوام بگم که چقد عجیبه این فیک😑 ممنون واسه ترجمه عالیتون😍🌼💮

  2. اوه.. واقعا هیجان داشتم ک زودتر این چپترو بخونم.. خوشحال شدم ک جونگین مجازات نشد و قضاوتش نکردن smile مشخصه ک کیونگسو هم شوکه شده بود و چقد حس بدی داشت.. خب قطعا ادم کشتن نمیتونه انقدر راحت باشه!
    و اما بالاخره معنی آسولا رو فهمیدم. جالبه.. سرزمین پرندگان ک اسم قبلیش آسولا بوده و الان بهش میگن سان پدروسولا.￿اینم بگم ک چقد رابطه ی رمانتیک جونگین و کیونگسو رو دوس دارم :”
    عجیبه ک یه فیک ترجمه ای تا الان هیچ صحنه ای نداشته و این به نظرم خیلی بهتره ک محتوای فیک همش به صحنه های مثبت اختصاص داده نشه.
    بازم ممنونم و خسته نباشی💙

    • آسولا یه قسمت اسمات داره که خب بنظرم مناسبه کاملا وجودش
      ولی حتی اون یه قسمت رو هم فاکتور بگیریم چیزی از ارزش های فیک کم نمیشه drinks خوشحالم که با علاقه فیک رو دنبال میکنی عزیز دلم give_rose

  3. مرسی عزیزززم مثل همیشه عالی بود
    من این فیکو خیلی خیلی دوست دارم و حتما پیگیرش هستم
    راستی به خاطر نظرا ناراحت نشو، هیچ کار پرزحمتی بی نتیجه نیست
    مطمئن باش طرفدارهاش خیییلی بیشتر از کساییه که نظر میزارن
    ما همه دوست دارییییییم heart air_kiss heart heart

    • اه متاسفانه همینطوره خواننده هاش خیلی بیشترن ولی بروز نمیدن. و خیلی خوشحالم که آسولا رو میخونی و میپسندی

  4. اول از همه واقعا بهت تبریک میگم برای این ترجمه عالی و واضح👌✌
    و واقعـــــــــــا خسته نباشی😐✌ عالیع روم ب دیوار من کایسو شیپر شاخ نیستن برا همین خیلی مشتاق خوندن این فیک نبودم😶( خدایا توبه😭… خوردم کایسو ایز ریل) اما همیشه ی چیزی ته دلم بم میگف ک اگ این فیکو نخونم از جیبم رفته و اینا و الان ب این کشف رسیدم ک واقعا چقده خر بودم😐😂

    • پس بذار اول از همه ورودت به جمع کایسو شیپرهای شاخ laugh رو تبریک بگم drinks
      خیلی خوشحالم که شروع کردی به خوندنش به هر حال ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه ست wink

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *