219 👁 بازدید

فن فیکشن Air

 هـــو ا| A i r

 

°⭐|نویسنده: Elena Salvatore|⭐°

°~| ژانر: رمنس، انگست، زندگی روزمره|~°

°| زوج:چانبک|°

~| تعداد قسمت ها:نامعلوم| ~

°^| روز های آپ: یک بار در هفته|^°

 

°پیش نمایش:

او مرا عاشق آسمان کرده است…

به قدری که وقتی هوا ابری می شود دلم برای آسمان تنگ می شود.

همیشه می گفت عاشق آسمان است…می گفت من شبیه آسمانم و وقتی به آسمان نگاه می کند به یاد من دلتنگیش برطرف می شود.

اما حالا این منم که تشنه ی دیدن آسمانم…طوری که انگار تصویرش روی سقف آسمان حک شده است…

 

°سلام عزیزانم

در مورد Air باید بگم که این یه داستان توی ژانر زندگی روزمره است

پس طبیعتاً نباید توقع حوادث عجیب و غریب رو ازش داشته باشید!

Air یه نمایش لطیف از احساسات و عواطفه که فقط باید مثل جریان باد باهاش همراه بشید.

امیدوارم هر قسمت رو با عشق بخونیدش و ازش لذت ببرید.°

 

 


 

 

(15 – Chapter. (1

فایل قسمت اول تا پانزدهم [قسمت 15 از صفحه 147]

 

Chapter.16 : Sun & Heartbeat

 

Dislike


About Elena Salvatore

Elena Salvatoreاکسو ال...بکهیون لاور...چانبک شیپر...مهربون و آروم ولی همزمان خبیث و پرسر و صدا 😐
ژانر های تاریک، اکشن و فانتزی-تخیلی استایلمه و از پایان های غمگین اصلاً خوشم نمی یاد D:
_____________________
みんな、あんたのものじゃない



162
نظر بگذارید

avatar
74 نظرات
88 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
30 نظرات نویسندگان
maryamAidaElena Salvatorechanbaek loverMel نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات محبوب ترین نظرات
آگاهی از :
Aida
مهمان
Aida

چی باعث شده که بیشتر از یک ماه از قلم نویسنده مورد علاقم محروم بشم؟…از مکانی که قرار داری خبری ندارم اما امیدوارم هر جایی که هستی قلبت پر از شادی و عشق باشه…درضمن میخوام با تاخیر سال جدیدو بهت تبریک بگم و امیدوار باشم که قلم قشنگت بیشتراز اینا دیده بشه و به جاهایی که شایستگی شون رو داری برسی 🙂

maryam
مهمان
maryam

منم پارت جدید میخام

chanbaek lover
مهمان
chanbaek lover

سلام بیبی:)
این قسمتم مثل همیشه عالی بود عزیزم…مرسی ازت که مینوسی و باعث میشی ما خوب باشیم… واقعا قشنگ بود مخصوصا وقتی بالاخره بکهیون با چانیولی حرف زد…واقعا ممنون:)

Mel
مهمان
Mel

مرسی خوشگلی

Aida
مهمان
Aida

امروز تولدم بود و دلیلی نداره که نگم اپ شدن ایر یکی از بهترین کادوهای امروزم بوده…ممنونم که با نشون دادن این احساسات دوطرفه ی قشنگ توی داستان همچین احساس خوب و لطیفی رو بهم القا کردی 🙂

Anni
مهمان
Anni

مثل همیشه محشر بود.
فایتینگ❤❤👍👍

Rahaw
مهمان
Rahaw

سلام
وای بحثشون بامزه بود مدلش یه جوری بود ک بچه ها یهو عصبانی میشن و حرصشون میگیره یا مثلن گربه میخاد پنجول بکشه و آدم بزرگتره از بامرگیش خندش میگیره 😹😻
قلبه بک دیوانه وار میتپید 💙💙🤣🤣
ای بابا من هی میخام بفهمم گذشته چی شده 💔💔😢😢
دارن با هم بهتر میشن هوراااااا 😍😍😍
مرسییییییی ک مینویسی ❤️💙💜😍😘

kimkai1982
مهمان
kimkai1982

سلام عزیزجان✋
ساری واقعا خیلی درگیر بودم…
دیر شد دیگه…
واقققعاااا نمیتونم احساساتمو موقع خوندن فیکت توصیف کنم…
همش حس میکنم لبه ساحلم
بعد از ظهر
یه هوای ابری اما دلگیر نیست…
با یه لیوان هات چاکلت نشسم دارم فیکتو میخونم…
منم هلاکه این جملاتیم که تو فیکت به کار میبری…
خیلی میدوستمش

لاب لاب💋❤💋❤

Rahaw
مهمان
Rahaw

سلاااام
اخییییی بو/س چانبککککک🤣🤣🤣💙💙💙
از اون ورم جمله های خفنه چان فقط 😎😎😎
بک خودشم میخاست بعد یهو کشید کنار اه برم بزنمش 😑😑😑😒😒😒
آخی چان اومد نشست کنارش کیوتی ❤️❤️😍😍
مرسییییییی ک مینویسی ❤️💙💜😍😘

Anni
مهمان
Anni

خییییییلی عالی بود.
بالاخره اعتراف کرد.
قلبم گرفت.
😍😍❤💙❤💙

Rahaw
مهمان
Rahaw

سلاااام
وااای عررر جیییییییییغ ذووووووووق مرگگگگگ
بالاخرهههه بکهیون اعتراف کرد دلش تنگ شده 😱😍 (اشک شوووق 😭)
خداااایااا چ لحظه ای بود واقعن 😱😱😍😍💙💙
با توصیفات دقییییق تونستم اون صحنه رو تصور کنم خیلی خفن بود 👍👍👌👌
توله سگ کیییوت 😍😍🐕🐶
مرسییییییی ک مینویسی 💜😍😘❤️💙