484 👁 بازدید

فن فیکشن Air

 هـــو ا| A i r

 

°⭐|نویسنده: Elena Salvatore|⭐°

°~| ژانر: رمنس، انگست، زندگی روزمره|~°

°| زوج:چانبک|°

~| تعداد قسمت ها:نامعلوم| ~

°^| روز های آپ: یک بار در هفته|^°

 

°پیش نمایش:

او مرا عاشق آسمان کرده است…

به قدری که وقتی هوا ابری می شود دلم برای آسمان تنگ می شود.

همیشه می گفت عاشق آسمان است…می گفت من شبیه آسمانم و وقتی به آسمان نگاه می کند به یاد من دلتنگیش برطرف می شود.

اما حالا این منم که تشنه ی دیدن آسمانم…طوری که انگار تصویرش روی سقف آسمان حک شده است…

 

°سلام عزیزانم

در مورد Air باید بگم که این یه داستان توی ژانر زندگی روزمره است

پس طبیعتاً نباید توقع حوادث عجیب و غریب رو ازش داشته باشید!

Air یه نمایش لطیف از احساسات و عواطفه که فقط باید مثل جریان باد باهاش همراه بشید.

امیدوارم هر قسمت رو با عشق بخونیدش و ازش لذت ببرید.°

 

 


 

 

(15 – Chapter. (1

فایل قسمت اول تا پانزدهم [قسمت 15 از صفحه 147]

 

Chapter.16 : Sun & Heartbeat

 

Chapter.17 : New Prologue

 

Chapter.18 : Confusion

Dislike


About Elena Salvatore

Elena Salvatoreاکسو ال...بکهیون لاور...چانبک شیپر...مهربون و آروم ولی همزمان خبیث و پرسر و صدا 😐
ژانر های تاریک، اکشن و فانتزی-تخیلی استایلمه و از پایان های غمگین اصلاً خوشم نمی یاد D:
_____________________
みんな、あんたのものじゃない



186
نظر بگذارید

avatar
81 نظرات
105 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین نظرات
نظرات با بیشترین پاسخ
33 نظرات نویسندگان
Elena SalvatoreRahawChanbaek loverHanaAida نظرات اخیر نویسندگان
  اشتراک  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات محبوب ترین نظرات
آگاهی از :
Rahaw
مهمان
Rahaw

سلاااام
منم انتظار هر جوابی داشتم ب جز این که بگه من اونجا بودم😱😱😱😵😵😵
عرررررر دیگه این چپتر میگه دیگه نه؟!
مرسییییییی ک مینویسی 💜❤️😘😍💙

Chanbaek lover
مهمان
Chanbaek lover

ب طرز عجیبی همین الان داشتم بهت فکر میکردم و اومدم و دیدم که عاپ کردی 🙂
خعلی خوشحال شدم ک عاپ کردی و واقن دلم برای خودت و فیکت تنگ شده بود
زود زود بیا از این ب بعد 🙂

Hana
مهمان
Hana

وای اخ جون مرسی

Aida
مهمان
Aida

حقیقتا انتظارشو نداشتم…دیگه داشتم با خودم فکر میکردم شاید دیگه قرار نیست برگردی…اما بعد از اینکه دیدم ایر اپ شده احساس کردم که دوباره بهم فرصت دادن تا توی آسمون احساساتم پرواز کنم و اونقدر اوج بگیرم که بتونم روی ابرها شناور بشم…خوشحالم که برگشتی

Parastoo
مهمان
Parastoo

من معمولا فیک هایی با ژانر روزمره نمیخونم اما اسم این فیک باعث کنجکاوی من شد و خوشحالم که از قسمت اول تا هیفده رو دان کردم و واقعاااا لذت بردم جوری که با کلمات بازی می کردی و جمله های آسمونی میساختی… با قلب من بازی کردی …بیشتر صفحاتی که میخوندم احساس بک رو درک میکردم و هم زمان قلبم هم فشرده میشد…معمولا من از کتابی بودن متن گله میکنم ولی میتونم بگم که طرز کتابی نوشتنت به شدددت متناسب این ژانر و موضوعته …درباره جونگده این که نتونست راز دوستش نگه داره فک میکنم به خانواده بک اطلاع… ادامه »

AAbi
مهمان
AAbi

وای بالاخره اومدی
🌹
برا جبران هفته ای دو بار اپ کن لطفا
😄

kimkai1982
مهمان
kimkai1982

خدای من بالاخره….
اونقد قلمت آرامش بخشه ک نگو^ ^
من رسما عاشقشم 😻

Aida
مهمان
Aida

چی باعث شده که بیشتر از یک ماه از قلم نویسنده مورد علاقم محروم بشم؟…از مکانی که قرار داری خبری ندارم اما امیدوارم هر جایی که هستی قلبت پر از شادی و عشق باشه…درضمن میخوام با تاخیر سال جدیدو بهت تبریک بگم و امیدوار باشم که قلم قشنگت بیشتراز اینا دیده بشه و به جاهایی که شایستگی شون رو داری برسی 🙂

maryam
مهمان
maryam

منم پارت جدید میخام

chanbaek lover
مهمان
chanbaek lover

سلام بیبی:)
این قسمتم مثل همیشه عالی بود عزیزم…مرسی ازت که مینوسی و باعث میشی ما خوب باشیم… واقعا قشنگ بود مخصوصا وقتی بالاخره بکهیون با چانیولی حرف زد…واقعا ممنون:)

Mel
مهمان
Mel

مرسی خوشگلی