6,988 بازدید

فن فیکشن A 30 Year Old Virgin

قسمت 16 اضافه شد.

فن فیکشن ترجمه ای “یه باکره ی سی ساله”

کاپل: چانبک ( اصلی)، کرای، کایسو، هونهان، شیوچن، تاعوهو

ژانر: رمنس، فلاف، اسمات

نویسنده: NoonaPerv

مترجم: Padma

روزی روزگاری…

” بامزه ای. میخوای س//ک//س کنیم؟”
” چیـ_؟” چشمای چانیول گشاد شدن و صورتی خوش رنگی گونه هاشو تزئین کرد. ” سـ_ س//ک//س؟!”
” آره، س//ک//س. مگه چیه؟” بکهیون اونو به یه گوشه هل داد، دستاش دو طرف بدنش و سینه هاشون چسبیده بهم جوری که توانایی حرکت کردن نداشت.
” ببین.. من… ممـ_ ممنون… ممنونم ازت، مرسی بخاطر تعریفت، و_ ولی…” وقتی پسر مقابلش برای راحت بودن جلوتر اومد، چانیول احساس سرگیجه کرد.
” اممم، ادامه بده لطفا.” دستاش حالا به سمت رون های اون حرکت کرده بود و از پشت پارچه ی پیرهن تونیکش اونارو میمالید. سرش به سر چانیول نزدیک و نزدیک تر شد.
” و… متاسـ_ متاسفم، مجـ_ مجبورم حرفتو رد کنم و…” حالا که لب های دیگری تنها در چند سانتی ل.ب های خودش قرار داشت نفس چانیول حبس شده بود.
” واقعا؟ چرا؟” بکهیون ادای ناراحت بودنو درآورد و قیافه ی پاپی فیسی به خود گرفت.
” من… نـ_ نـ_ نه! نه!” دستاشو روی رون های پسر کوچیک تر گذاشت و به راحتی اونارو از روی زمین بلند کرد و حرکت داد، حالا بکهیون گوشه و چانیول روش قرار داشت.
” فرزی! خوشم اومد…” بکهیون مثل یه گربه خرخر کرد و به پیرهن چانیول چنگ انداخت.
” میخوای همینجا انجامش بدی؟” کاملا بدون توجه به مخالفت یه دقیقه پیش چانیول پرسید.

 

 

قسمت 1 تا 15 ( پارت جدید از صفحه 249 )

قسمت 16

111 Responses

  1. سلام عزیزم ممنون برای ترجمه ی خوبت من خیلی این داستان رو دوست دارم نمیتونم بگم کدوم شخصیت رو بیشتر دوست دارم چون هر کدومشون یه خل و چلی هستن برای خودشون smile)) ممنون که وقت میزاری و ترجمه میکنی امیدوارم موفق باشی

  2. اون تیکه که بک خودشیرینیه مامان چانو میکرد منو یاد یکی از بچه های کلاسمون انداخت،تف تو روحش….کلاسی ازش بدمون میومد…..شیرین عسل بچ خرخون روانی….بمیره الهیییی…ببخشید فحش دادم ولی حالا که یادم اومده باید بگمش حتما
    یه سری سر کلاس من یه کاری کردم (یه صدای خیلی ناهنجاری در اوردم همون موقعم کل کلاس خفه شد و این صدای ناهنجار پیچید تو کلاسسسس)و معلممون فوقققققققققققققققققققققققققققققققققق عصبانی شد…بعد داد زد گفت هرکی این کارو کرده بگه وگرنه واقعا مستمر همتونو18میدم….حالا وجدانا از معلمای جدیمونم بودش…حالا همه به طرفداری از من هیچی نگفتن…این بیشعور نفله دستشو عین همین بچه کوچولوهای دماغوی سال اولی تو دبیرستانننننننننننننننننننننننننننننننننن برد بالا گفت:خانم اجازههههه،فلانی بود
    خب یکی نیست بگه ت.وله س.گ به تو چهههههه؟الان واقعا فک کردی اون مستمر کوفتیتو 18میده ج.نده؟
    اوووووه شتتتتتتتت یادم افتاد الان 100تا نفرینش میکنم
    و در نهایت بازم میگم مترجم نامبروان خودمی پادما….انشاا… همیشه حالت خوب باشه

    • واقعا هیچی رو اعصاب تر از این خودشیرینا نی.. باید بزنی همشونو له کنی بلکه عادم شن
      ولی چون قصد بک خیر بود میشه این یبارو ازش گذشت laugh
      مرسی عزیزدلم لطف داری امیدوارم توام همیشه خوب باشی kiss
      ممنون واسه نظرت heart

  3. سلاام
    دیگه تموم شد مادر شوهرشم که ازش خوشش اومد
    چقدر چانیول معصومه اخه
    گونه شو بوسید؟
    اصلا چه جوری میتونه در برابر جذابیت بکی مقاومت کنه؟
    سهونم تو این فیک خیلی غریبه
    جووون بوسه چانبک
    اخییی خب بکی نمیتونست ندوه بیرون ؟
    دل چانی و شکستی خب
    بمیرم واسش
    ممنون بابت اپ
    heart

    • واقعا جلوی بک نمیشه مقاومت کرد حتی مامانشم نتونست نمیدونم این چان چجوری میتونههه dash
      سهون غربیه..؟ mda mda
      بک تازه خود همیشگیش شده وقتشه یکم اذیتش کنه وگرنه پررو میشه cool
      مرسی واسه نظرت عزیزم heart heart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *